العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

502

شرح كشف المراد ( فارسى )

كشف المراد حدود شانزده مسأله عنوان شده كه برخى از آنها مستقيما مربوط به مسأله معاد است و پاره‌اى از آن مسائل جزء ملحقات مىباشند نخستين مسأله در باب معاد عبارتست از امكان خلقت عالم ديگرى مماثل با اين عالمى كه ما در او زندگى مىكنيم . جناب شارح مىفرمايد : از آن رهگذر كه اثبات معاد وابسته به اين مسأله است لذا جناب مصنف بحث معاد را با اين مسأله آغاز نموده است [ بيان مطلب : ممكن است گروهى طبيعى مكتب و دهرى مسلك و ماترياليست باشند و بگويند : غير از اين جهان ، جهان ديگرى نيست بلكه هر چه هست همين زندگى مادى و دنيوى است به دنيا مىآئيم و مىميريم و پس از مرگ تبديل به خاك مىشويم و ديگر اثرى از ما نيست ، و خبرى از مجازات عمل نيست قرآن از زبان اين گروه مىفرمايد : وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ « سوره جاثيه / 24 » و امير المؤمنين ( عليه السلام ) در نهج البلاغه خطبه 133 مىفرمايد : انما الدنيا منتهى بصر الاعمى ، لا يبصر ما ورائها شيئا و البصير ينفذها بصره و يعلم ان الدار ورائها فالبصير منها شاخص و الاعمى اليها شاخص ، و البصير منها متزود و الاعمى لها متزوّد يعنى : دنيا منتهاى ديد كور دلان است كه در ماوراى آن چيزى نمىبينند اما شخص بصير ديدش در آن نفوذ مىكند و از آن مىگذرد و مىداند كه سراى جاويدان در وراء آنست بنا بر اين شخص بصير به دنيا آماده كوچ است و كور دل چشمش را به آن دوخته بينايان از آن زاد و توشه بر مىگيرند و نابينايان براى آن زاد و توشه مىاندوزند و ممكن است گروهى معتقد باشند كه پس از مرگ هم روح انسانى باقى است و پاداش يا كيفر هم دارد منتهى نه در عالم ديگر بلكه در همين عالم مجازات ببيند از راه تناسخ يعنى انسان صالح و شايسته كار پس از اينكه مىميرد و روحش از اين تن خاكى مفارقت مىكند به بدن موجود ديگرى منتقل